آریا جوان

آخرين مطالب

داستان یک قطره عسل از قابوس نامه/ حکایت مرد شکارچی و جنجال بر سر یک قطره عسل خواندنی

داستان یک قطره عسل از قابوس نامه/ حکایت مرد شکارچی و جنجال بر سر یک قطره عسل
  بزرگنمايي:

آریا جوان - یک مرد شکارچی بود و یک سگ شکارچی تربیت‌شده داشت که با او کمک می‌کرد. سگ شکاری سگی بود لاغراندام با دست‌ها و پاهای باریک و بلند که از هر حیوانی تندتر می‌دوید و همین‌که شکارچی فرمان می‌داد…..

سگ، خرگوش‌ها و آهوها را دنبال می‌کرد و آن‌ها را می‌گرفت و پیش صاحبش می‌آورد یا هر وقت شکارچی مرغی چیزی را با تیر می‌زد سگ می‌دوید و پیش از اینکه شکار بمیرد آن را زنده نزد شکارچی می‌رسانید.
یک روز مرد شکارچی با سگش به شکار رفت و در دنبال آهویی گذارشان به کوهستانی افتاد که خیلی سبز و خرم بود و در پستی‌ها و بلندی‌ها درخت‌ها و گل‌ها و علف‌های فراوان روییده بود و در آن کوهستان به غاری رسیدند.
داستان یک قطره عسل
شکارچی نگاه کرد دید در اطراف غار زنبورهای عسل پرواز می‌کنند و از شکاف یک سنگ قطره‌قطره عسل می‌چکد. فهمید زنبورهای عسل در شکاف سنگ‌ها خانه دارند و این‌طور که معلوم است مدت‌هاست پای انسانی به آنجا نرسیده و عسل‌های زیادی جمع شده و لابه‌لای سنگ‌ها از عسل لبریز شده و از شکاف سنگ‌ها عسل جاری شده و روی خاک خشک می‌شود.
مرد شکارچی از دیدن این وضع بسیار خوشحال شد و با خود گفت: «اگر هیچ‌کس دیگر گذارش به اینجا نیفتد تا مدتی از زحمت شکار راحت می‌شوم و هرروز می‌آیم قدری از این عسل به شهر می‌برم و می‌فروشم و با آن زندگی می‌کنم و تا مدت‌ها این عسل تمام نمی‌شود زیرا دامنه کوه و صحرا پر از گل و سبزه است و زنبورها که در اینجا وطن دارند خیلی زیاد هستند و کارشان هم ساختن عسل است.
تنها مشکلی که در میان بود هجوم زنبورها بود؛ اما در دنیا هیچ کاری بی‌زحمت نیست. شکارچی لباس‌های خود را محکم بست و صورت خود را با پارچه‌ای پوشاند و بااحتیاط کوزه‌ای را که برای آب همراه داشت از عسل پر کرد و به شهر برگشت و عسل را برای فروش به بازار برد و سگش هم همراهش بود.
شکارچی به یک دکان بقالی نزدیک شد و گفت: قدری عسل خالص دارم می‌خواهم بفروشم.

آریا جوان


مرد بقال کوزه عسل را گرفت و کمی از آن را چشید و گفت: آفرین بر تو و بر این عسل! من همیشه چند جور عسل موجود دارم، عسلی دارم که خودم آن را از دهات می‌آورم و تصفیه می‌کنم و موم آن را جدا می‌کنم و عسل خالص را می‌فروشم.
عسل دیگری دارم که آن را با مومش از کندو خارج می‌کنند و می‌آورند و می‌خرم و همان‌طور با موم می‌فروشم، عسل دیگری هست که تصفیه‌شده می‌آورند و جداگانه خریدوفروش می‌کنم و گاهی شربت قند و مربا با آن مخلوط کرده‌اند و مشتری‌های عسل شناس آن را نمی‌پسندند، عسل‌های خالص هم که از هر ولایتی می‌آورند مزه مخصوص دیگری دارد.
اما این عسل از همه آن‌ها بهتر است، از عطر آن و مزه آن معلوم است که عسلی خالص است و از ولایتی آمده که گل‌ها و گیاهان آن معطر بوده است. من آدم باانصافی هستم و این عسل را از قیمت فروش بهترین عسل‌هایم گران‌تر می‌خرم. فقط می‌خواهم قول بدهی که هر چه عسل داری همیشه برای من بیاوری.
شکارچی خوش‌حال شد و گفت: بسیار خوب، قول می‌دهم. من با هیچ‌کس دیگر صحبت نکرده‌ام و عسل هم بسیار دارم، اگر بدانم که عسل را به قیمت حسابی خریده‌ای و مرا مغبون نکرده‌ای هرروز یک کوزه از همین عسل برایت می‌آورم.
مرد بقال خوشحال شد و کوزه عسل را در ترازو گذاشت و آن را وزن کرد و بعد خواست عسل را در ظرف دیگر بریزد و کوزه خالی را هم بکشد و وزن خالص عسل را معلوم کند.
این بقال در دکان یک راسو داشت که آن را به‌جای گربه نگاه داشته بود تا موش‌های دکان را بگیرد و موقعی که می‌خواست عسل را در ظرف دیگر بریزد یک قطره عسل روی زمین چکید و راسو که مواظب کار بقال بود فوری جلو دوید تا عسل را از زمین بلیسد. در این هنگام سگ شکاری که همراه مرد شکارچی بود و از اول از دیدن راسو ناراحت شده بود به راسو حمله کرد و گردن راسو را گاز گرفت و خون از گردن راسو جاری شد.
مرد بقال که به راسوی خودش خیلی علاقه داشت از حمله سگ شکاری عصبانی شد و ناسزاگویان دست دراز کرد چوب قپان را برداشت و با یک حرکت محکم بر فرق سگ کوبید و سگ گیج شد و بی‌هوش افتاد.
مرد شکارچی که سگ خود را بسیار عزیز می‌داشت اوقاتش تلخ شد و کوزه عسل را برداشت و بر سر مرد بقال شکست. مرد بقال فریادی زد و از هوش رفت، همسایه روبروی بقال که این ماجرا را دیده بود بازاری‌ها را خبر کرد و گروهی اطراف مرد شکارچی را گرفتند و شروع کردند به کتک زدن و ناسزا گفتن.

آریا جوان


مرد شکارچی هم که خود را در برابر آن‌ها تنها دید کارد شکاری خود را از کمر کشید و چند نفر را زخمی کرد و دادوفریاد بلند شد و در این حال پاسبان‌ها سر رسیدند و مرد شکارچی و چند نفر از بازاری‌ها را گرفتند و پیش داروغه بردند و گفتند: این مرد بازار را شلوغ کرده و این‌ها با او گلاویز بودند.
داروغه از یکی‌یکی تحقیق کرد و گفت: بروید ببینید مرد بقال زنده است یا نه. خبر آوردند که بقال سالم است سرش کمی زخم شده و چیزی نیست. داروغه همه را پیش قاضی فرستاد و گفت: هرچه قاضی بزرگ رأی بدهد اجرا می‌شود.
قاضی از مرد بقال و صیاد و همسایه بقال و دیگران سرگذشت دعوا را پرسید و بعد گفت:«راسو حیوان است و می‌خواست یک قطره عسل بخورد، راسو را نمی‌توان مجازات کرد.
سگ هم حیوان است و به راسو حمله کرده است، سگ را هم نمی‌توان مجازات کرد؛ اما مرد بقال اگر اندکی گذشت و صبر و تحمل داشت سگ را هلاک نمی‌کرد و اگر شکارچی هم اندکی گذشت و انصاف داشت مرد بقال را نمی‌زد.
چون تقصیر از خودش بوده که سگ شکاری را به بازار آورده. مردم هم به ‌طرفداری از همسایه خود جمع شده‌اند و اگر مرد شکارچی را کتک زده‌اند به خیال خودشان از همسایه آشنای خود دفاع کرده‌اند و مرد شکارچی هم از ترسش کارد را کشیده و به خیال خودش از جان خود دفاع کرده.
ما می‌توانیم همه را جریمه کنیم و مجازات کنیم زیرا هرکدام وقتی ظلمی از کسی دیدند باید به داروغه و حاکم مراجعه کنند و نباید خودشان اختلاف کوچک را بزرگ کنند: حالا آیا کسی شکایت دارد؟
از میان حاضران هیچ‌کس حرفی نزد. قاضی گفت: گناه شما همه نادانی است و تا وقتی مردم بی‌سواد و نادان و عوام هستند هرروز این چیزها پیدا می‌شود.
اگر مردم همه باسواد و وظیفه‌شناس باشند آن‌وقت شکارچی سگ شکاری را بی‌قیدوبند به بازار نمی‌آورد و مرد بقال به‌جای گربه در دکان راسوی تربیت ناپذیر نگاه نمی‌دارد و اگر سگی به راسویی حمله کند با چوب قپان سگ را نمی‌کشد.
بلکه به قاضی مراجعه می‌کند و تاوان آن را می‌گیرد و دعوا تمام می‌شود؛ و اگر سگی کشته شد یک انسان کوزه‌ای را بر سر انسان دیگر نمی‌کوبد بلکه به حاکم مراجعه می‌کند و قیمت سگ را مطالبه می‌کند.
وقتی شهر، داروغه و محتسب و حاکم و قاضی دارد همه این اختلاف‌ها تا کوچک است حل می‌شود اما عیب بزرگ، جهل و نادانی است. همه جنگ‌ها و دعواها از اول کوچک است و مردم نادان آن‌ها را بزرگ می‌کنند. این دعوا هم از یک قطره عسل شروع شده است و چون صیاد که باعث این فتنه بود سگش را از دست داده و کسی هم شکایتی ندارد همه را مرخص می‌کنم.

لینک کوتاه:
https://www.aryajavan.ir/Fa/News/1477945/

نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield
مخاطبان عزیز به اطلاع می رساند: از این پس با های لایت کردن هر واژه ای در متن خبر می توانید از امکان جستجوی آن عبارت یا واژه در ویکی پدیا و نیز آرشیو این پایگاه بهره مند شوید. این امکان برای اولین بار در پایگاه های خبری - تحلیلی گروه رسانه ای آریا برای مخاطبان عزیز ارائه می شود. امیدواریم این تحول نو در جهت دانش افزایی خوانندگان مفید باشد.

ساير مطالب

آگزبورگ 1-3 بایرن؛ سه امتیاز پرهزینه کمپانی

گاراژ 600 میلیون دلاری رالف لورن؛ کلکسیونی که شما را حیرت‌زده می‌کند

النصر حال 2 لژیونر ایران را خراب کرد!

الهلال 1-3 النصر؛ کینگدام آرنا تحت سلطه رونالدو!

نادری: استقلال جنگید و تحت فشارمان گذاشت

واکنش مرادی به حمله اشتباه پرسپولیسی‌ها به یک داور!

سرمربی والیبالی که با تراکتور و هوادارانش پز داد!

رییس دپارتمان داوری و پاسخ به استهلاک سریع وی‌ای‌آر!

اخباری خیال تیم تازه‌وارد را راحت کرد

آرنولد اصلا حال ندارد که به شایعات فکر کند!

چرا علی جنتی گذرنامه پاکستانی گرفت؟

شادمانی پسر پزشکیان از برد تراکتور

شیائومی از گوشی پوکو C71 با قیمت 75 دلار رونمایی کرد

اینتل و TSMC برای همکاری در تولید تراشه آماده می‌شوند

طبیعت زیبای کرمانجان

علی اوجی و عجیب ترین کارش در شب عروسی

حسین‌زاده: خوشحالی نکردم، فقط بوسه به مادرم بود

گل شماره 930؛ رونالدو متوقف نمی‌شود

گالاتاسرای: دفاع فنرباغچه از مورینیو شرم‌آور است!

گل دوم النصر به الهلال توسط کریستیانو رونالدو

گل سوم النصر به الهلال توسط کریستیانو رونالدو

اتفاق عجیب برای سحرخیزان در برد مهم

میرسلیم: 1000 میلیارد دلار سرمایه بعد از انقلاب از کشور خارج شده است

واکنش فلاحت‌پیشه به اظهارات لاریجانی درباره سلاح هسته‌ای: این سخنان آخرالزمانی کردن سیاست خارجی است

هشدار به صاحبان آیفون؛ مراقب کلاهبرداری جدید با iMessage باشید

یک گیمر آلمانی موفق شد تنها با جمع‌آوری بطری بازیافتی، یک کنسول PS5 خریداری کند

شگفتانه بیل گیتس برای پنجاهمین سالگرد تأسیس مایکروسافت: باحال‌ترین کدی که تا به حال نوشته‌ام

هنر زیبای نقاشی خیابانی

دلسوزی با جدال، همخوانی ندارند!

شهادت مؤذن به همراه همه نماز گزاران مسجد در نوار غزه

موش مین‌یاب در کامبوج رکورد شکست

حجم برف در قله توچال

حمله ناکام عقاب سرسفید به یک دختر بچه

طراحی فوق العاده با منگنه

عاقبت همسر مسلم‌بن‌عقیل

جاری شدن آبشار فصلی در خرم‌آباد

بازسازی تصویر دکتر شیخ با هوش مصنوعی

ادب پسرِ امیرحسین مدرس رو ببینید چقدر از نامادریش خوب گفت

قدرت بازیگری بابک حمیدیان

امیر آقایی: اگر این انتخاب تنهایی، انزواست، بلی من منزویم

ممد چاخان بدنسازی کار می کنه

دقیقی: کمیته داوران باید از خیبر عذرخواهی کند

برنامه دیدارهای تیم ملی فوتبال ساحلی در جام جهانی

سیو لحظه آخری اخباری علیه شکست گل‌گهر

اهمیت بهبودی و شفا پیش از بچه دار شدن

ناگفته‌هایی از آیت‌الله رئیسی به روایت دخترش

سردار علایی: نباید احتمال اقدام نظامی آمریکا را نادیده گرفت

واکنش به پیام نوروزی خاص رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح با هشتگ عقلانیت

سیستم شناسایی سرقت اندروید 15 کاربران را سارق تشخیص می‌دهد!

ترامپ اجازه داد «تیک‌تاک» 75 روز دیگر در آمریکا فعال باشد