بزرگنمايي:
آریا جوان - سواد زندگی / شفا و التیام زخمهای روحی و بهبود عاطفی نه تنها به والدین کمک میکند تا با چالشهای جدید بهتر کنار بیایند، بلکه پایهگذار سلامت روانی فرزندی است که در راه است. اکنون بیش از هر زمان دیگری روشن است که سلامت روان کودک از همان ابتدا، حتی پیش از بارداری، شکل میگیرد.
در اهمیت و ضرورت شفا و التیام زخم های مان قبل از بچه دار شدن همین بس که سلامت روانی کودکان از مدتها قبل از بارداری آغاز میشود.
در واقع، این موضوع حتی قبل از آنکه به فکر داشتن فرزند بیفتیم، شکل میگیرد و به نوعی با رابطهای که با والدین خود داریم و سبکهای وابستگیمان مرتبط است.
بهبود و شفای خود پیش از به دنیا آوردن فرزندان، برای سلامت کامل آنها ضروری است. بنابراین، بهترین کاری که میتوانید انجام دهید، مراقبت از خود، محافظت از خود در برابر آسیبها و احترام به خود و دیگران است. با این حال، این کار ممکن است به سادگی که در ابتدا به نظر میرسد، نباشد.
سبک وابستگی عاطفی فرزندان و والدین
بیشتر ما خواهان بهترینها برای فرزندانمان هستیم، اما صرف خواستن کافی نیست. برای مثال، اگر بخواهید یک سبد ببافید، به مواد اولیه خوب و دانش و مهارت بافت نیاز دارید.
در اینجا، “سبد” نماد رشد و پرورش کودک است و “مواد اولیه” به سبک وابستگی والدین اشاره دارد.
سبک وابستگی یعنی نحوهی ارتباط و وابستگی عاطفی که والدین با فرزندانشان دارند. این سبک میتواند تأثیر زیادی بر سلامت روانی و عاطفی کودک بگذارد. اگر والدین مشکلات عاطفی یا سبک وابستگی ناسالم داشته باشند، این مشکلات ممکن است به فرزندان منتقل شود و باعث آسیب به آنها شود.
مشاهده بزرگسالانی که به دلیل سبکهای وابستگی والدینشان یا مشکلات روانی دیگر آسیب دیدهاند، ناراحت کننده است.

علاوه بر این، سلامت روانی ما مدتها قبل از بارداری آغاز میشود. با توجه به این واقعیت، اهمیت التیام زخم های درون مان و شفا یافتن روح مان روشن می شود.
تغییرات ذهنی که در دوران بارداری رخ میدهد
مادر در دوران بارداری شروع به ایجاد فضایی برای نوزاد خود میکند. دینورا پاینز، پزشک بریتانیایی، این فرآیند را تحلیل کرده و سه مرحله مختلف بارداری را تعریف کرده است:
مرحله اول: از زمان باروری تا اولین حرکات جنینی (18 هفته)
در این مرحله، مادر احساس دوگانگی میکند و ارزیابی میکند که آیا زمان مناسبی برای مادر شدن است و آیا میتواند این نقش را به خوبی ایفا کند یا نه. چنین تردیدهایی طبیعی است مگر اینکه بر زندگی روزمرهاش تأثیر بگذارد.
مرحله دوم: که همچنین مرحلهای حیاتی است، نمایندگیهای مادرانه ظهور میکنند.
این مرحله از اولین حرکات جنینی تا تقریباً هفته 34 ادامه دارد. در این مرحله، زن متوجه وجود نوزاد در درون خود میشود و همچنین شروع به یادآوری رابطهاش با مادرش و تغییرات این نقشها در طول زندگیاش میکند.
او شروع به ساختن نقش مادر بودن خود میکند و بررسی میکند که آیا نقش او مشابه یا متفاوت از نقشی است که مادرش ایفا کرده است. این فرآیند به تدریج و با توسعه یک دیدگاه یکپارچه از رابطهاش با مادرش پیش میرود.
مرحله سوم: از هفته 34 تا زمان زایمان، تصورات مربوط به زمان زایمان ظاهر میشوند.
در این زمان، زن ممکن است اضطراب بیشتری را تجربه کند. نمای ذهنی او از اینکه نوزاد چگونه خواهد بود و زندگی با او چگونه خواهد بود، شروع به تثبیت میکند.
نمایش ذهنی مادر از نوزادش کلیدی برای توسعه روانی اوست.
محققان زیناه و بنوآ ادعا میکنند که آنچه در مرحله آخر بارداری اتفاق میافتد، بسیار حیاتی است. در مطالعه آنها مشاهده شد که وقتی زایمان به صورت تروماتیک انجام میشود یا انتظارات مادر برآورده نمیشود، نمایشهای ذهنی مادر دچار اختلال میشوند. در نتیجه، نیاز به یک بازسازی روانی پیچیده وجود دارد.
از سوی دیگر، زمانی که نمایشهای ذهنی متعادل باشند (نه ایدهآلگرایانه و نه مطابق با تصورات)، نوزادان در سال اول زندگی به طور ایمنتری رشد میکنند. بنابراین، اگر مادر نسبت به رشد نوزادش آگاهتر باشد، احتمال بیشتری دارد که از همان ابتدا به او توجه بیشتری داشته باشد.
والدین آگاه، به ویژه مادر آگاه، می کوشد پیش از بچه دار شدن از در بهبودی و شفا روح و روانش گام بردارد.
بارداری زمان حیاتی برای مرور تاریخچه ارتباطی ماست. بنابراین، پیش از بارداری زمان مناسبی برای والدین آینده است تا تاریخچه خود را مرور کنند، هر چیزی که نیاز به حل دارد را بررسی کنند و تصمیم بگیرند که آیا میخواهند نقشهایی را که تجربه کردهاند تکرار کنند یا نه.
سبکهای وابستگی: کلیدی برای بهبودی
سیستم وابستگی یک سازوکار است که به ما کمک میکند احساس امنیت و دسترسی به افرادی را که به آنها وابستهایم، کنترل کنیم. این فرآیند در دوران کودکی شکل میگیرد. افرادی که به آنها وابسته بودیم، معمولاً والدین یا مراقبان اصلی ما هستند.
به عبارت سادهتر، سیستم وابستگی به ما یاد میدهد که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنیم و از آنها حمایت بگیریم. این سیستم در بچگی ایجاد میشود و بر نحوهی روابط ما در بزرگسالی تأثیر میگذارد.
بنابراین، شیوههای ارتباط و محبت شما بر اساس روابط شما با والدینتان شکل میگیرد. نحوه عشق ورزیدن و محبت کردن شما بستگی به نحوه عشق ورزیدن آنها به شما دارد. این موضوع تاریخچه ارتباطی شما را به طور کامل شکل میدهد و بنابراین تاریخچه ارتباطی فرزندانتان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
روح خود را پیش از بچه دار شدن شفا بخشید
چهار سبک وابستگی وجود دارد: وابستگی ایمن، وابستگی مضطرب، وابستگی اجتنابی و وابستگی بینظم. یکی از این سبکها ایمن است و سه تای دیگر ناایمن هستند.
ما وابستگی را از والدین خود به ارث میبریم. بنابراین، داستانهای ما با داستانهای آنها مرتبط است. سبکهای وابستگی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند.
همین واقعیت علمی است که بر اهمیت شفای درون و التیام زخم های روان والدین پیش ا بچه دار شدن صحه می گذارد.
اگر شما سبک وابستگی ناایمنی داشته باشید و بر روی آن به صورت درمانی کار نکنید، این سبک را به فرزندانتان منتقل خواهید کرد از طریق نحوهای که به آنها حفاظت و خودمختاری میدهید. در واقع، ترکیب این دو عنصر است که باعث توسعه وابستگی ایمن یا ناایمن در کودکان میشود.
اگرچه بیشتر والدین میخواهند وابستگی ایمنی را در فرزندانشان تقویت کنند، اما تنها حدود 50 تا 60 درصد از جمعیت خود دارای این نوع وابستگی هستند. سبک اجتنابی متعلق به 20 درصد از جمعیت است، سبک مضطرب 15 درصد و سبک بینظم 5 تا 10 درصد.
از شفا و التیام درون تا سبکهای وابستگی
سبک وابستگی ایمن، در دسترس، هماهنگ و پاسخگو به نیازهای کودک است. این افراد میتوانند احساسات را تأیید کنند و کنجکاوی و خودمختاری فرزندانشان را افزایش دهند.
افرادی که سبک وابستگی اجتنابی دارند، در روابط خود با احساساتشان احساس ناراحتی میکنند. در واقع، آنها تمایل دارند از دنیای عاطفی خود جدا شوند و ارتباط کمی با فرزندانشان برقرار کنند. در این زمینهها، حریم خصوصی، محبت و حفاظت در خطر است.
والدی با سبک وابستگی مضطرب، در نحوه پاسخگویی به نیازهای فرزندش ثبات ندارد. به طور کلی، این والدین بسیار درگیر هستند و میخواهند کار را به خوبی انجام دهند، اما به طور مداوم توجه عاطفی مورد نیاز وضعیت را ارائه نمیدهند. در نتیجه، کودکان در محیطی پر از عدم قطعیت بزرگ میشوند. این موضوع منجر به ظهور کودکانی و بزرگسالانی میشود که دائماً در حال بینظمی هستند.
در نهایت، در وابستگی بینظم، مراقب اصلی باعث ایجاد سردرگمی و ترس شدید در کودک میشود. به طور کلی، آنها بدون حفاظت هستند و احساس آسیبپذیری شدید میکنند. والدین آنها معمولاً از اعتیاد رنج میبرند یا مشکلات روانی جدی دارند. آنها احساسات مداوم ترس را در کودک ایجاد میکنند.
بنابراین مهم است که سبک وابستگی خود را به درستی شناسایی کنید و بر روی آنچه که نیاز دارید کار کنید؛ یعنی تمامی زخم های خود را شفا بخشید! این تنها راهی است که میتوانید اطمینان حاصل کنید که الگوهای ناکارآمد را به فرزندتان منتقل نمی کنید.
علاوه بر این، شما نوعی از ارث عاطفی را به فرزندانتان منتقل نخواهید کرد که به شیوهای ناکارآمد و آسیبزا برای تمام عمر به آنها زخم بزند.
شما شفا یافته اید و با بهبودی و سلامت عاطفی و روانی کودک تان را به دنیا می آورید.
بازار