آریا جوان

آخرين مطالب

حکایت زنده به گور کردن تاجر/ داستان تاجری که هفت سال در قبر زنده ماند دخترونه پسرونه

حکایت زنده به گور کردن تاجر/ داستان تاجری که هفت سال در قبر زنده ماند
  بزرگنمايي:

آریا جوان - روزی بود، روزگاری بود. مرد حمالی بود و یک روز داشت بار می برد که رسید به باغی. بارش را زمین گذاشت و گفت: خدایا! من بنده‌ی توام، صاحب فلان فلان شده این باغ هم بنده‌ی توست...

اتفاقاً صاحب باغ در بالاخانه، سر در نشسته بود. تا حرف حمال را شنید، صداش کرد و گفت: ‌حمال باشی! بارت را برسان و برگرد اینجا، باری دارم، می‌خواهم ببری جایی.
حمال رفت و برگشت پیش صاحب باغ. دید باباهه تکیه زده به مخده‌های ملیله دوزی و دم و دستگاه مفصلی دارد. گفت: بارتان کجاست؟
صاحب باغ گفت: من از تو خوشم آمده. می‌خواهم سرگذشت خودم را برایت تعریف کنم. هرقدر هم تا شب کاسبی می‌کردی، من می‌دهم. بنشین و گوش کن.
دستور داد قلیانی برای حمال باشی آوردند و او شروع کرد به کشیدن. مرد گفت:‌ من پسر تاجری بودم و همیشه به نصیحت‌های پدرم گوش می‌کردم، تا این که زد پدرم مرد و من نشستم جای او و با شریک‌هام شروع کردم به تجارت. کارمان بالا گرفت و همیشه ده دوازده تا کشتی‌مان رو آب می‌رفت و می‌آمد.

آریا جوان


روزی تو کشتی نشسته بودم که باد مخالف وزید و کشتی غرق شد. من دارائی‌ام را که تو یک جعبه بود، حمایل کردم و خودم را با تکه چوبی به جزیره‌ای رساندم. چند روزی تو آن جزیره بودم و شکمم را با میوه‌ها سیر می‌کردم، تا اینکه رد آب رودی را گرفتم، تا به سرچشمه‌اش برسم. رفتم و رفتم، یک وقت دیدم جلو دروازه‌ی شهری هستم. وارد شهر شدم و از جیبم پول درآوردم نان بخرم، گفتند این پول را اینجا قبول نمی‌کنیم.
از تو جعبه‌ام پول طلا درآوردم و رفتم پیش صراف تا خردش کنم. مرد صراف وقتی پیشامد مرا شنید، ازم خوشش آمد. مرا برد به خانه‌اش. دو سه روزی گذشت. هر روز دختری تو حیاط رفت و آمد می‌کرد که خیلی خوشگل بود. از صراف سؤال کردم که این دختر کی هست. گفت:‌ اگر می‌خواهی‌اش پیشکش‌ات. دختر را عقد کردم و کنار دکانِ صراف، دکانی باز کردم و مشغول صرافی شدم. بعد از مدتی فهمیدم که تو این شهر هر مرد، یا زنی بمیرد، همسرش را با یک کوزه آب و یک سفره نان می‌اندازند تو چاهی.
روزی از زنم پرسیدم: تو شهر شما اگر کسی زن بگیرد، می‌تواند زنش را با خودش به شهر دیگری ببرد؟ گفت: نه. گفتم: تو شهر شما طلاق هم هست؟ گفت: نه. دیدم بدجائی گیر افتاده‌ام. بعد از مدتی زنم مرد. او را خاک کردند و مرا هم با یک کوزه آب و یک سفره نان تو همان چاه انداختند، هرچه التماس کردم فایده‌ای نکرد. وقتی رسیدم به ته چاه، دیدم هزار ذرع گشادی دارد و کلی استخوان روی هم ریخته. حساب کردم دیدم نان و آبی که برای من گذاشته‌اند، به روز چهارم هم نمی‌رسد.
این بود که قناعت کردم، بلکه یک نفر دیگر را تو چاه بیندازند و با او شریک بشوم. تمام استخوان‌ها را یک طرف جمع کردم و لباس‌ها را هم طرف دیگر. بعد از دو روز یک نفر را انداختند پائین. بی‌چاره از ترس مرد. خلاصه، هفت سال ته چاه بودم و مرده خوری می‌کردم. هرکس را که پایین می‌انداختند، اگر می‌مرد که هیچ. اگر نمی‌مرد، خفه‌اش می‌کردم و آب و نانش را برمی‌داشتم.
بیشتر بخوانید: داستان یک قطره عسل از قابوس نامه/ حکایت مرد شکارچی و جنجال بر سر یک قطره عسل

آریا جوان


یک روز دیدم گربه‌ای آمد و رفت سر وقت گوشت یک مرده. بعد هم رفت. فردا باز هم گربه آمد. وقتی برمی‌گشت، دنبالش رفتم. یک وقت چشمم به یک روشنایی خورد، دنبالش رفتم تا رسیدم کنار دریا. از خوشحالی زمین را سجده کردم. برگشتم و هرچه کفش و لباس تو آن هفت سال جمع کرده بودم، برداشتم و آوردم.
دو شبانه روز کنار دریا نشستم تا اینکه دیدم یک کشتی می‌آید. وقتی جلوتر آمد، دیدم از کشتی‌های خودم است. سوار شدم و آمدم و تمام لباس‌های مرده‌ها را فروختم. در این 9 سالی هم که نبودم، شاگردان و میرزاها، همه‌ی درآمد مرا جمع کرده بودند. این باغ را بیست و پنج روز است که خریده‌ام. مقصودم این است که تا رنج نبری و زحمت نکشی، مالدار نمی‌شوی.
– تاجرى که همراه زنش به خاک سپردنش
– قصه‌هاى مشدى گلین خان ص 227
– گرد‌آورنده: ل. پ. الول ساتن
– نشر مرکز چاپ اول 1374
(کتاب: فرهنگ افسانه‌هاى مردم ایران – جلد سوم-على اشرف درویشیان، رضا خندان (مهابادی)، انتشارات کتاب و فرهنگ، چاپ اول 1378)

لینک کوتاه:
https://www.aryajavan.ir/Fa/News/1478335/

نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield
مخاطبان عزیز به اطلاع می رساند: از این پس با های لایت کردن هر واژه ای در متن خبر می توانید از امکان جستجوی آن عبارت یا واژه در ویکی پدیا و نیز آرشیو این پایگاه بهره مند شوید. این امکان برای اولین بار در پایگاه های خبری - تحلیلی گروه رسانه ای آریا برای مخاطبان عزیز ارائه می شود. امیدواریم این تحول نو در جهت دانش افزایی خوانندگان مفید باشد.

ساير مطالب

اپل به‌دلیل وضعیت فروش کتاب‌های Apple Books با شکایت 5 میلیارد دلاری مواجه شد

ترمیناتور در دنیای واقعی؛ ربات مایع دانشمندان کره‌ای می‌تواند از زندان فرار کند

گوزن گرفتار بین ببر و تمساح

قلعه بندبن قاسم آباد

پارک تفریحی Land of Legends در ترکیه

طبیعت بسیار زیبای روستای سالوک در شهر بانه

اطلاعات غافلگیرکننده استاد دانشگاه آکسفورد درباره تنبلی «نسل Z»

جوری که بهرام افشاری عاشق میشه و عاشق می مونه!

رویا افشار، کمند امیرسلیمانی، بهنام تشکر، لیلی رشیدی و ... روی صحنه می‌روند

جان سخت رکوردها را جابجا کرد!

خاطره امیرمحمد زند از دعوای مادرش با ناظم مدرسه

شوخی جناب‌خان با سکانس معروف «خانه به دوش»

امین تارخ بعد از عمل سنگین قلب باز این سکانس رو بازی کرده

اشتباه عجیب گندوز که نزدیک بود توپ درون دروازه پرسپولیس برود

موقعیتی که بیفوما مقابل دروازه پرسپولیس از دست داد

تساوی در رفسنجان؛ دوئل بقا برنده نداشت

ضربه سر علیپور به تیر دروازه استقلال خوزستان برخورد کرد

تداوم نتایج ضعیف اتحاد کلبا با شکستی دیگر

سیو دیدنی گندوز که توپ را به کرنر فرستاد

گل مردود پرسپولیس توسط عیسی آل کثیر

هدیه وینیسیوس به بارسلونا؛ رئال در خانه باخت

درگیری شدید در پایان دیدار هوادار و ملوان

گل دوم والنسیا به رئال مادرید توسط هوگو دورو 90+5

زندگی مسالمت‌آمیز با قاضی درونی

در اولین نشست مشترک سران قوا در سال 1404مطرح شد؛ همدلی و عزم قوای سه‌گانه در راستای تحقق شعار سال

بازدید سردار حاجی‌زاده و امیر صباحی‌فرد از منطقه پدافند هوایی جنوب

پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حجت‌الاسلام نیری

دوستان حامی منشور ملل متحد: در کنار ایران ایستاده‌ایم

ساخت اولین تراشه مبتنی بر نور جهان

تعرفه حفاری فیبرنوری در تهران متری 480 هزار تومان تعیین شد

قیمت کارت گرافیک موردانتظار RTX 5060 انویدیا لو رفت

اماکن دیدنی کاشان زیبا

فوران عظیم آتشفشان ساکوراجیما در کیوشو ژاپن

سرو صدای بامزه ی سطل زباله ها در سوئد

بعضی رفتارها شایسته زن شوهردار نیست

نیما شعبان نژاد از حضورش در برنامه اسکار می گوید

عقاید و سر و شکلتون با ما فرق میکنه

هفتاد سال عبادت یک شب به باد میره

ادعا در فرانسه؛ ایران بن‌یدر را مرجوع کرد!‏

ملاقات دو اسطوره فوتبال و بسکتبال در لس‌آنجلس

تکل سروش؛ مصدومیت و محرومیت در یک لحظه!

وینی بدجایی پنالتی خراب کرد؛ مقابل دشمن قدیمی!‏

زارع: هوادار کاملاً مستحق برد بود

اندرسون: لیگ والیبال روسیه قوی‌ترین لیگ دنیاست

دردسر جدید فلیک؛ غیبت ستون خط دفاع مقابل بتیس

لیگ یک؛ فجر به لیگ برتر نزدیک‌تر شد

اخراج باانگیزه‌ترین بازیکن در مصاف پایین جدولی‌ها

سایه سنگین تیم تهرانی روی گزینه‌های سقوط

گزارش زنده؛ پرسپولیس 0 - 0 استقلال خوزستان

صحبت های فرزانه توسلی کاپیتان تیم ملی فوتسال ایران